خلاصه داستان قسمت ۷۱ سریال ترکی لروکس / همه جا تو + عکس


در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۷۱ سریال ترکی لروکس / همه جا تو را می خوانید. این مجموعه ی ترکی در اوایل سال ۲۰۱۹ تولید شد و در این سال هم پخش گردید. ژانرش هم درام و رمانتیک هست. همه جا تو ساعت ۲۰ از شبکه فاکس پخش می شود و در شهر استانبول ساخته شده است. بازیگران اصلی این سریال عبارتنداز؛ Furkan Andıç, Aybüke Pusat, Aslıhan Malbora, Cem Cücenoğlu, Ali Yağcı, Ali Gözüşirin, Ali Barkın, Deniz Işın

خلاصه داستان قسمت ۷۱ سریال ترکی لروکس / همه جا تو

ابراهیم پیش ودات می رود و به او میگوید که پیشنهاد دیدن دوست پسر سابق آیدا را به او داده و خودش حس میکند که شاید کار درستی نکرده باشد. ودات از دست این کار او کلافه می شود و به او میگوید که به جای کندوکاو در گذشته آیدا و دادن چنین پیشنهاداتی، سعی کند خود او را بشناسد و برای خودش وقت بگذارد. بچه ها برای نهار همگی به کافه آیدا میروند. در کافه ایلول مشغول بازی با انگشترشه . لروکس کنجکاو شده و در مورد او سوال میکنه. ایلول میگه که در سفری که با دوست پسرش داشته یک پیر زن فالگیر وقتی که فال اورا گرفته انگشتر را به او داده. بچه ها از او درمورد فال میپرسند و میگوید که آن زن گفته که او و دوست پسرش به زودی از هم جدا میشوند اما بعد از مدتی او دوباره مسیر درست زندگی اش را پیدا خواهد کرد. او بعد از تعریف کردن این خاطره انگشتر را دراورده و به لروکس میدهد و میگوید که از این به بعد برای تو باشد تا برایت شانس بیاورد.

لروکس به اصرار او قبول میکند. از نگاه های بوراک به ایلول مشخصه که به اون علاقه مند شده . دخترها نیز تا حدودی به این مساله پی میبرند. ودات به شرکت می اید و کلید خانه را به دمیر میدهد. اوهمچنین میگوید مروه درحال طلاق گرفتن است و بهتر است اورا تنها نگذارد تا این دوران بحرانی را سپری کند. دمیر بابت این قضیه برای مروه ناراحت میشود . وقتی بچه ها به شرکت برمیگردند مروه پیش دمیر می اید . دمیر کمی بااو صحبت میکند و به او میگوید هر زمان که به صحبت احتیاج داشت و حالش خوب نبود میتواند روی او حساب کند تا باهم بیرون بروند. مروه از او تشکر میکند.
کمی بعد وقتی مروه و بوراک درحال کار روی یک پروژه هستند دمیر میبیند که لروکس و ایلول باهم درحال بگو و بخندند و باهم خیلی صمیمی شده اند.

دمیر عصبی میشه و به بهانه پیگیری کار ها سریع پیش انها میرود . سپس از لروکس میخواهد که به خانه بروند و لروکس تازه متوجه میشود که دمیر برای او دوروز مرخصی گرفته تااورا به جایی ببرد. انها به خانه میروند و دمیر از بیرون غذا و بستنی سفارش میدهد. لروکس به اتاقش رفته و مشغول جمع کردن لباس برای سفر میشه . دمیر که فکرش مشغول اتفاقاتیه که بعد از شنیدن خبر قراره بین او و لروکس اتفاق بیفته از ذوق کردن های لروکس برای سفر ناراحت میشود. او سپس پیش لروکس می اید و قبل از این که حرفی بزند لزوکس خودش میگوید که متوجه است که دمیر قصد گفتن حرفهایی را دارد که شاید ناراحت کننده باشند چون از رفتار چند وقت اخیر و بی قراری هاش مشخصه اما بااین حال مطمعنه که در قلب دمیر فقط جای لروکسه و چیزی این حقیقت رو عوض نمیکنه . دمیر از شنیدن حرفهای لروکس کمی اروم میگیره. بوراک و ایلول در شرکت اند.

ایلول میگه که هر طور شده باید کارهای پرونده رو درست کنه تا بتونه زود تر بره. او میگه که نمیخواهدکه دمیر بخاطر بودن او مجبور بشه ماجرای خودشون رو برای لروکس تعریف کنه.. ایلول دوباره نفس تنگی میگره و بوراک سریع اونو به خونه میبره تا استراحت کنه و اروم بشه. او با منظور به ایلول میگه که شاید اگه بیشتر بمونهو گذشته رو رها کنه دلیل های دیگری هم برای موندن پیدا کنه. صبح لروکس و دمیر حرکت میکنند.
در مسیر دمیر ناگهان انگشتر لروکس رو میبینه و عصبانی میشه. او در مورد انگشتر سوال میکنه و او میگه که ایلول اونو بهش داده . دمیر با عصبانیت از او میخواهد که انگشتر را در بیاورد. لروکس متعجب و ناراحت میشه و دلیل ناراحتی و رفتار دمیر و دشمنی اون با ایلول رو نمیفهمه . اونها همون لحظه به مقصد میرسندو پیاده میشوند. لروکس به دمیر میگه که این فقط یک انگشتره اما دلیل ناراحتی او برای این انگشتر چیه؟ اوناگهان به ذهنش میرسه که حتما چیزی بین ایلول ودمیر بوده و او به دمیر میگه تو از قبل ایلول رو میشناختی؟ دمیر به او خیره میمونه . لروکس متوجه ماجرا میشه