خلاصه داستان قسمت ۱۵۴ سریال ترکی استانبول ظالم

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۱۵۴ سریال ترکی استانبول ظالم را می خوانید. نام اصلی این سریال ترکیه ای zalim istanbul است. این سریال دو فصل دارد. فصل دوم استانبول ظالم نیز در سال ۲۰۲۰ پخش می شود. بازیگران اصلی این سریال عبارتنداز؛ سیمای بارلاس، مینه توگای، بهار شاهین، فکرت کوشکان، دنیز اوئور، اوزان دولونای، سرا کوتلوبی، برکر گوون، مهمت اوزان دولونای، ادریس نبی تاشکان و… .

قسمت ۱۵۴ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۵۴ سریال ترکی استانبول ظالم

صبح، جنک در حال وقت گذراندن با امید است تا کارهای شخصی و مراقبت از او را یاد بگیرد. او قصد دارد به یک سفر دو نفره به همراه امید برود تا لحظات پدر و پسری را با او تجربه کند. داملا از اینکه جنک قرار است مدت طولانی از آنجا برود، ناراحت است و از او میخواهد پیشش بماند، زیرا بعد از مرگ پدر و مادرشان تنها شده است، اما جنک میگوید که او به این سفر احتیاج دارد. جمره به همراه ندیم بیرون می رود. او ماجرای پدر واقعی اش را برای ندیم تعریف میکند و از او کمک میخواهد تا بتواند پدرش را پیدا کرده و با او رو به رو شود. ندیم میگوید که او باید از این راه مطمئن باشد و با آمادگی سراغ رو در رویی با واقعیت برود. او کمی با جمره صحبت کرده و او را بخاطر آشفتگی اش دلداری میدهد. نورتن، امید را به خانه سحر می برد تا با دیدن او کمی آرام شود. سحر با دیدن تنها یادگار جرن، متاثر شده و با امید مشغول می شود. سحر، نریمان را بخاطر تمام بلاهایی که سر زندگی شان آورده، از خانه بیرون کرده است. وقتی جمره به خانه برمی‌گردد، نریمان با مظلوم نمایی از جمره میخواهد که او را داخل ببرد زیرا او جایی برای ماندن ندارد، اما جمره به او اهمیت نمی‌دهد و داخل می آید. جنک به خانه سحر آمده و میگوید که قصد دارد به همراه امید به سفر برود. سحر مخالفت کرده، ولی جمره او را متقاعد میکند که امید را به جنک بدهد تا پیش پدرش باشد. داملا به پارک رفته و جیوان پیش او می رود. او با داملا صحبت میکند و داملا نیز برای او درد و دل میکند. داملا با صحبت با جیوان کمی آرام شده و از او بخاطر شنیدن حرفهایش تشکر میکند. ندیم با یوسف تماس میگیرد و نام پدر جمره را میگوید تا او را برایش پیدا کند. کمی بعد، دکتر جنک با ندیم تماس میگیرد و خبر میدهد که بیماری جنک خیلی پیشرفت کرده و دیگر کاری از دستشان بر نمی‌آید.او فقط میگوید که جنک باید روزهای آخر خود را آنگونه که دوست دارد سپری کند.

ندیم از شنیدن این خبر ناراحت می شود. یوسف به خانه پیش ندیم می آید و خبر میدهد که آدرسی از آن شخص که ندیم خواسته بود پیدا کرده است. ندیم پیش جمره می رود و این خبر را به او میدهد. یوسف در خانه، داملا را می بیند و به او ابراز علاقه کرده و سپس بی مقدمه، حلقه ای را دست او می اندازد و میگوید که میداند داملا و جیوان با یکدیگر آینده ای ندارند و جیوان قرار است به سربازی برود. داملا حلقه را درآورده و این پیشنهاد را قبول نمیکند و میگوید که با وجود نداری جیوان، او را قبول دارد و از او تعریف میکند. سحر که وارد خانه شده، حرفهای داملا را می شنود و تحت تاثیر قرار میگیرد. جمره دم خانه پدرش می رود و با خانه ای بزرگ و قصر مانند مواجه می شود. او یک زن و دختری را میبیند که برای کمک گرفتن دم خانه پدرش آمده اند اما با رفتار زشت و زننده نگهبانان که به خواسته پدرش آن زن را بیرون کرده اند، مواجه شدن و متعجب می شود.

[تعداد: ۰   میانگین: ۰/۵]

منبع این مطلب سایت حدولیاب است برای دیدن منبع اینجا کلیک کنید